تبليغاتX
کوهستان حقیقت
کوهستان حقیقت

كانون كوهنوردان اوراز نقده


تنفسی دوباره

تو این چهار  سال مدیریت هیئت شهرمون  شهری که خود مدیریتی در ... از جمله میشه به مدرسه هیمالیا نوردی استان  با سرپرستی اقای قربانی اشاره کرد که هر چند ماه یک شهر از استان میزبان جوانان کوهنورد استان میباشد که شاهد جوی بسیار صمیمی و دوستانه بین کوهنوردان جوان استان هستیم  که تو این برنامه ها از تجربیات بزرگان کوهنوردی  بهره مند میشوند

با گذشت ۴ سال از مدیریت ضعیف اقای y در هیئت شهرمون شاهد افت شدید در بسیاری از زمینه ها از جمله 1)توقف کامل فعالیت بانوان

2)به علت کارشکنی ها یک بار هم میزبان اردوی مدرسه نبودیم

3)ولخرجی های فراوان بودجه برای امور غیر کوهنوردی 

4)هیف و میل شدن وسایل فنی هیئت

5)دلسردی سنگنوردان مستعد تا جایی که بعضی وقتا با داشتن دیواره  در شهر برای تمرین به ارومیه...

6)... که بماند

البته با جایگزینی دکتر سلیم زاده   (که خود از کوهنوردان مستعد  و جوان و از همه مهم قدر شناس هستن و حتی قصد حضور در اردوهای انتخابی پزشگان تیم ملی کوهنوردی را هم دارن) که چند هفته ای از این امر  میگذره شاهد نشاطی درکوهنوردی هستیم  که میشه به فعالیت دوباره بانوان و ردیف کردن کمک هزینه یک برنامه 7000متری وپیگیری احداث دیواره سنگ نوردی در هفت چشمه و...  اشاره کرد .

تا جایی که شاهد تنفسی دوباره بعد چند سال در این  هیئت میباشیم  امیدوارم  که دکتر با این نشاط به کارشون ادامه بدن و بدونن که تمام کوهنوردان دلسوز شهر از اقای قربانی گرفته تا ... با تمام انرژی برای پیشبرد این اهداف کمک خواهند کرد.

دوشنبه 18 آبان1388 توسط جواد حاجي زاده |

زیبایی و حقیقت

چرا حقیقت زیباست ؟

زیبایی چیست؟

وحالت ایده ال این زیبایی چیست؟

چه کسانی زیبایی به معنای حقیقت را باور میکنند ؟

ما هرچه از عادت یک جامعه دورتر شویم زیبایی های فراموشکده ان را به معنای حقیقت درک خواهیم کرد و از زوال دور خواهیم شد. شما یک قله را در نظر بگیرید هر چه بالاتر رویم زنجیره احاطه کننده قطر ان کمتر میشود ولی این زنجیره رفته رفته تکامل را بیشتر در وجود خود احساس میکنند و در نهایت قله ان هست که نهایت حقیقت در یک کلام راپذیراست . یا عکاسی را در نظر بگیرید که در جنگلی از کاج بلوط تنهایی او را جلب خود میکند .چون ان بلوط خود را از عادت ان جامعه کاج جدا کرده و تنهاست . به راستی که چه سخت هست حرکت در خلاف رودخانه ساده اندیشی که این ماهیان اسایش طلب تو را دیوانه خطاب میکنند مثل انیشتین که در کودکی او را دیوانه خطاب میکردن . چون او فراتر از درک مردم زمان خود بوده واز کاسه درک انها سرریز شده و در فراموشگاه انها قرار گرفته بود حال ما در مورد وجود ی بسیار فراتر از انیشتین چه تصوری خواهیم داشت و... تمام سیکل های علمی در طبیعت معیار سنجش خود را حالت ایده الی که دست نیافتنیست در نظر میگیرند و همیشه ان را ستایش و به نیکی یاد میکنند تا راه تکامل و رسیدن به ان را فراموش نکنند که ان هنگام هست که دیگر نسبیتی وجود نخواهد داشت. به راستی که اگر اندیشه خود را در مسیر حقیقت خواهی قرار دهیم حالت ایده ال حقایق چه زیباست اری در این حالت که در نهایت علم پدیدار هست نهایتی که حالت ایده ال تمام رویداد های علمی را در وجود خود در بر دارد(خدا). عدالت .زنده ماندن و... همگی بر وجود ان یگانه حقیقت یک قانون طلقی میشوند بشر بواسطه انکه تکامل علمی بر پیشانی ان نقش بسته روز به روز خود را به قله حقیقت نزدیکتر میکند اری این حقیقت خواهی هست که شجره سبز تکامل را ابیاری میکند و روز به روز بر قامت ان میافزاید و زندگی در زیر سایه این درخت چه زیباست کوهنوردی هم همینطور هست هر چه خود را از عادت های متداول در این جامعه جدا کنیم زیبایی درک ما در نسبیت ها ماندگار خواهد شد و در مسیر قانون تکامل علمی قرار خواهد گرفت مسیری که از عدد و زمان جداست .مثل صعودهای سرعتی و صعود به چهارده ۸۰۰۰ متری که در عدد و زمان خلاصه شده اند. ما چگونه میتوانیم این واژه ها را درک کنیم !؟

اری وقتی که کوهنوردانی تا نزدیکی یک قله که تا به حال صعود نشده پیش میروند و از صعود ان صرف نظر میکنند ایا انها دیوانه اند ؟ انها بر خلاف رودخانه حرکت میکنند و بعد تحمل این سختی زیبایی ان قله را بیشتر از همه درک میکنند تاموج حقیقت خواهی در مورد ان قله همچنان در وجودشان جریان داشته باشد اری ان هنگام هست که ان عمل ما به دور از واژه تاریخ و مکان و زمان در تمام نسبیتها یاد خواهد شد.

شنبه 3 مرداد1388 توسط جواد حاجي زاده |

سلام دماوند

شنبه 27 تیر1388 توسط جواد حاجي زاده |

قله کجاست؟

نهایت حقیقت کجاست وما تا کی زیر پرچم قله حقایق زندگی خواهیم کرد

روزگارهاییست که حقایق را به صورت نسبی درک میکنیم و...

و چشم ودل خود را به سیمای ایده ال ان دوخته ایم حالت ایده الی که دست نیافتنی هست و معیار سنجش درک حقایق وجود در حال تکامل ماست.

تکاملی که به میزان درک ما حالت ثابتی داردو خود را در کالبد افکار ما همیشه به میزان گذشته نشان میدهد

با این نگاه ایا این قله پر فراز و نشیب دست یافتنی هست؟

پس ما در هر عصر در یک دنیایی زندگی میکنیم و حتی نمیتوان دیروز کسی یا کسانی یا ملت هایی را معیاری برای سنجش امروزشان قرار داد

کوهنوردانی در زمانهایی کارهای بزرگی را انجام میدهند نسبت به نسبیتی که در ان قرار دارند و درکی که از ان نسبیت به دست اورده اند

و حال به روشنی میتوان فهمید که که چرا کوهنوردی حرفه ای به سوی مسیر های دشوار پیش میرود

راستی صد سال دیگر به کوهنوردی چگونه نگاه خواهند کرد!؟

پنجشنبه 18 تیر1388 توسط جواد حاجي زاده |

تمایل به حقیقت در دوری از عادت

 

عادت یا تکرار گذرانیدن یک سیکل ثابت در زندگی میباشد .

انسان را ادراک او میسازد و به کمال یا چاه میرساند

برطبق قانون جریان حرارت که همیشه تمایل دارد از مکان گرم به سرد منتقل شود تمایل انسان هم به سوی تکامل از زندگی سیکلی یا حیوانی یک قانون ذاتی میباشد.

انسان در این ۱۸۰۰۰سال تکامل خویش که خداوند این قانون را در وجودش بنیان نهاد همیشه نسبت به تکاملش از این واژه(عادت)دوری کرده تا امروز و تکامل امروزش پس دوری از عادت یکی از ویژگی های ذات و طبیعت وی میباشد .

حقیقت ذات خداوند هست که در وجود این حاکم زمین قرار داده  و اگر انسان در طبیعت خود را از این ویژگی حیوانی یعنی عادت دور ی کند  مثل همان قانون جریان دما  در وجود او این قانون یعنی حقیقت گرایی شکل خواهد گرفت .

ماهی که درون یک اقیانوس زندگی میکند هیچ وقت گستره این دریا و دنیای مافوق ان که خشگی باشد را احساس نمیکند ما هم داخل یک اقیانوسی از نظم زندگی میکنیم  طبیعت مادی میگوید که احساس نکنیم ولی ما که ماهی نیستیم  ما احساس میکنیم واگر هم حقیقت گرا باشیم درک خواهیم کرد

انیشتین میگوید اگر ما در این نظم زندگی میکنیم پس این بی نظمی مثل زلزله چیست ؟

ما در علم مکانیک یک مبنایی مثل نسبیت در سیکلها که نمیتوان انها را محاسبه کرد به این خاطر مبنایی که حالت ایده ال انها را بیان میکند قرار داده ایم تا بتوانیم از روی ان سایر حالات ان را تشخیص دهیم تا در قوه درک ما قرار گیرند . حال ما اگر این زمین لرزه را بینظمی در نظر بگیریم ایا خشکسالی خشک و بی اب و علف بودن کویرها علفهای هرز و طوفانها گرما و سرمای شدید بینظمی نیستن  اگر اینها نظم بودن چگونه نظم را تشخیص میدادیم و تکلیف علم چه بود؟

هیچ کس در جهان از نظر نژادی نسبت به دیگری برتری ندارد سیاه و زردو  افریقایی و...

زیبایی هم هر ساخته ای باشد ساخته اندیشه نیست به دیده روشن خزان هم بهار هست کویر هم زیباتر از جنگل پس دنبال واژه های دیگری  باشیم

برتری به میزان استفاده از اندیشه نشأت میگیرد. ملی گرایی وقوم گرایی و ...

واقعً مایه تأسف هست در جامعه امروز انسانهایی که دم از انسانیت میزنند و انسانیت خود را در واژه های قومی میبینند ...

مسله نژاد به نظر  میرسد در پست ترین  نقاط جهان مثل غارها باید حل شده باشد کی این تاریکی را حس خواهند کرد؟

در جمعی که تشریفات ریشه ان باشد شاخه های اندیشه خشک خواهند شد ان جمع هرگز سعادت را نخواهد دید .

از دیگر نشانه های دوری جامعه  از اندیشه دنبال کردن دین در واژه های تاریخی میباشد ؟ اگر یک مکتب الهی باشد نشانه های ان در امروز فردا 100 سال پیش 1000 سال پیش نیست و این اعداد را نمیشناسد .

حقیقت حقیقت هست .

یک فرضیه علمی را در نطر بگیرید زمانی که با منطق منطبق باشد و در حوزه درک قرار گیرد به قانون تبدیل میشود پس برای درک ان دنبال حوضه های تاریخی نمیگردیم اری یک علم هست .

حال قران که خود قانونی برای حقایق هست و امده هست که حقایق را بیان کند وراه شناختن انها رانشان دهد ...

میخواهم این را برسانم بعضی ها میگویند چرا در عربستان و از روی قوم گرایی هم میگویند عربهای وحشی ؟

شما تا به حال گفتین که بی عدالتی در اثبات فلان قانون مثل قوانین نیوتن صورت گرفته چرا در فلان جا بوده بهمان جا نبوده ؟ گفتم که حقیقت حقیقت هست زمان و مکان که واژه های مادی هستن نمیشناسد مگر این قوانین نیوتن الان فقط در فلان جا مورد استفاده قرار میگیرند ؟ کوههای هیمالیا در نپال و پاکستان قرار دارند کوهنوردان کجا بیشتر از ان استفاده میبرند ؟

پس در این مورد نمیتوان عدل الهی را مورد سوال قرار داد.

 

کسانی امدند در طول تاریخ برای اهداف حکومتی و نقشه های شیطانی خود انحرافاتی را در ارزش ها صورت دادن که دا منه اش را الان مشاهده میکنیم  اندیشه ها به واسطه ان سست گردیده اند  و به سوی عادت پیش رفته اند و از یافتن حقیقت باز مانده اند . به عنوان مثال امدند و با قرار دادن واژه هایی مثلاً بسیار اندیشمند در تاریخ و گذاشتن کتابی به اسم ان و پس از مدتی خطاب او به عنوان پیامبر ؟ اشتباه نکنید؟! زرتشت را میگویم ذهن مردم را به انحراف کشیده اند  که محمد هم نوعی تکامل یافته زرتشت هست و قران هم کامل شده اوستا .

(به مثال)ای ایرانیان  ای قوم برتر شما پیامبر داشته اید یکتا پرست بودین و ...

اسلام امد و با شمشیر خویش ... ما چقدر ساده اندیش باشیم که این سخنان را باور کنیم ؟نمیخواهم وارد مسائل تاریخی شوم ....

پس باید تا حدی برایمان روشن شده باشد که ریشه تمام این ساده اندیشی ها دورشدنمان از واژه اندیشه هست .

مگر حقیقت یک چیز ساده مثل اب را با زور بازو از چاه بیرون اوردن یا پر کردن سطل اب از برکه هست؟ باید برای یافتن حقیقت قوه درک خود را قوی کنیم  نه مثل کسی که 30 سال درسی را خونده و دکترای فلان بهمان گرفته ...او یاد گرفته درک نکرده البته در بعضی از انسانها با افزایش علم روح حقیقت گرایی و درک روشن میشود

 

زمانی که صخره نوردی در مقابل صخره ای ایستاده هست و اشک میریزد او عاشق صخره نیست او صخره را درک کرده هست و به معنای تاثیر پذیری ان در زندگی خویش رسیده هست! چون عاشق شدن در برابر کسی یا چیزی هر چه بیشتر شود بیشتر خود را در مقابل ان خوار و زمین گیر میبیند و اندیشه از او صلب میشود ایا این بت پرستی نیست ؟پس عشق فقط در یک کلام خلاصه میشود و(الله) والبته خوار شدن در مقابل خدا سیمای روحانی دارد و باعث ارامش اندیشه هست .

زمانی که ما به دلیل دوری از اندیشه از بیان حقایق در میان مردم عاجز بمانیم و نتوانیم ان قانون را به مردم بقبولانیم !ان زمان هست که افسار بر دست دشمنان حقیقت خواهد افتاد و... اری ارزشها فراموش میشوند و هنجارها در تاریکی شهوت فرو خواهند رفت .

اری اگر حقیقت درک میشد و ارزش کار امثال نجاریان (چه زیبا گفته که در ره دوست جان دهم)وخادم و ...در گاشربروم یک اگر به ارزش کار محمد اوراز که جان کوهنورد انگلیسی را در اورست نجات داد اگر ارزش کارهای صادق اقاجانی و حسین قربانی  اگربه ارزش کار حمید اولنج و سلیمانی که در ان کمپهای بالا و... خویشتن خویش را فراموش نمیکردند و نمازشان را ...و خیلی از ارزشهای دیگر که از حوزه درک من خارج هستند بها داده میشد حال ارزشها به گونه دیگری در بین جامعه کوهنوردی هنجار میشد و حادثه هایی مثل ... صورت نمیگرفت !

اری مشکلات همه در شناخت حقایق و شناخت قانون حقایق(قران)میباشد

زمانی که مردم در خود شناسی و اندیشه ورزی  مشکل دارند چگونه انان را به سوی شناخت قانون حقایق رهنمون کنیم و کسانی هم که گویند به قانون حقایق ایمان داریم جوابی به ان فطرت نگران خویش میدهند .

کسی که با شناخت در کوه گام برندارد و فقط با جسم خویش تغییر زمان و مکان را احساس کند

به مثال زیر توجه کنید

(  کسی که از مواد مخدر استفاده میکند ابتدا با کمی از ان راضی میشود و در نهایت ... از زیاد ان هم راضی نیست !اعتیاد یا عادت کردن میباشد پس در این نوع از انسانها دیگر اندیشه مفهومی ندارد و غیر از ان مواد هیچ چیزی را نمیشناسد و ان مواد برای او ارزش هست ) کوهنوردی هم  اگر مسیر و هنجارش در ست نباشد همینطور هست اگر این سیر را ادامه دهد در بین انها هم اندیشه مفهومی نخواهد داشت  و هیچ چیز غیر از قله مطرح نخواهد بود

پس ول کردن دوست خویش در قله جدایی از درک معنای حقیقت هست .

 انسان معنا گرا هرگز و در هیچ شرایطی از هدف  باز نمیماند (مرحوم فریدون اسماعیل زاده که تا اخرین لحظات عمر خویش هم در بستر بیماری از کوهنوردی جدا نبودن و با نوشتن  کتاب ...)

حرکت ابرها در اسمان به واسطه علم هست علم جریان سیال به واسطه برخورد دو توده سرد و گرم که همان باد میباشد  تشکیل یخچالها بواسطه علم هست علم کاهش فشار هوا و ... همه  زیر پرچم قانون الهی هست قلل رشته کوه هیمالیا...

همانگونه که ما با علم خویش به ماشینی نظم میدهیم  و سپس ان را بواسطه این نظم به حرکت در میاوریم  جهان هم گستره ای از نظم الهی هست و به گستره علم خداوند ماشینی هست که با نظم ذات او در حرکت هست

همانگونه که گفتیم عالم معنا انتهایی ندارد(ایا علم انتهایی دارد؟) پس ذات الله نهایت علم هست .

ادامه دارد... 

چهارشنبه 6 خرداد1388 توسط جواد حاجي زاده |

ما هم ميتوانيم

با توجه به پيشرفت علم در چند دهه اخير و تاثيرگذاري ان در معادلات قدرت نمايي ارگانها چه داخلي و خارجي نياز هست قدري روي ان تامل كنيم و بيشتر روي ان كار كنيم و كارهايمان را منسجم تر كنيم  اگر توجه كنيم امروزه در دنيا به ورزش  به خصوص كوهنوردي بيشتر ازبعد جسمي و تجربه بعد علمي ان مد نظر هست و اين پيشرفت علم در فلان و بهمان كشور هست كه انها را وادار به انجام كارهاي بزرگ در اين ورزش ميكند تا جاييKarakorum_K2-Big_1.jpg (235835 bytes) كه ميتوان از اين ورزش به عنوان يك كتاب علمي نام برد كوهنوردي كشورمان هم كه در گذشته به سبب كسب افتخارات و نبوغ وخودگذشتگی کوهنوردانی چون اقاجانی اوراز و نجاریان و زارعی و ... الان صاحب جايگاهي در سطح مديريتي اين ورزش حداقل در سطح اسيا هست انتظار ميرود براي  رشد و حداقل تثبيت چنين جايگاه رويكردي علمي در پيش بگيرد و ما فقط مصرف كننده صفهه هايي از اين كتاب علمي نباشيم نمودار ارتفاع و فشار

در كشور ما پتانسيل هاي فراواني براي پيشنهاد فوق هست كه ما ميتوانيم با تشكيل كميته تحقيقات و فناوري در اين فدراسيون به كارها انسجام داده و بررسي شود كه اين علم الان در دنيا در چه سطحي هست  و چه كم و كاستيهايي دارد تا ما بتوانيم با تلاش برگي به اين كتاب اضافه كنيم  روزي خواهد رسيد كه كفشهاي كوهنوردي با علم نانو از كفشهاي خياباني هم سبكتر خواهند بود با علم ترموديناميك و سيالات و... شاهد اسايش كوهنوردان در كمپ هاي بالا خواهيم بود پس منتظر انها نباشيم خود ما هم ميتوانيم

جمعه 1 خرداد1388 توسط جواد حاجي زاده |

صعود اورست ازمسير شمالي و ياد ايام...

 

۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۷۷ هجری شمسی ، ایرانیان برای اولین بار در قالب تیم ملی و از جبهه ی جنوبی ، بر فراز بام دنیا ایستادند. و امروز نیز - ۳۰ اردیبهشت - بعد از گذشت یازده سال  از کسب آن افتخار ، دو ایرانی دیگر به صورت مستقل و از جبهه ی شمالی بر فراز این قله ی رفیع ایستادند و افتخاری دیگر را رقم زدند و چه نيك ياد كردن صعود اوراز و نجاريان و... ياد ايام به خير .به نيما يزدي پور و عارف گرانمايه از طرف كانون كوهنوردان اوراز نقده تبريك ميگويم.

 

پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 توسط جواد حاجي زاده |

خداوند چه زيبا افريد

 

هميشه در گذر زمان و مكان در اين انديشه بودم ما دو پايان چه وجودي هستيم و چرا زندگي متفاوتي داريم و... بعضي ها گويند ما زير پرچم يك انرژي كه ديده نميشود قرار داريم و يكي ديگر هم  از سخنان فلان فيلسوف ميگويد و ديگري هم از ذهن خود در خودشناسي بهره اي نبرده و  سالها مثل روز و شب بهار و پاييز يك سيكل را گذرانيده و هيچ و قت به تكامل عقلي و  شناخت حقيقت نرسيده و ... بگذريم . يكي ديگر هم از تكامل و داروين ... سخن ميگويد و اما همگي در چاه تاريك سر در گمي قرار گرفته اند.به نظر تمام اين سوالات در يك كلمه نهفته هستند (علم) اري ان تنها كتاب به جا مانده از تاريخ (قران)كه ميتوان به ان اعتماد كرد بسيار از اين سخنان اورده هست بدون انكه غرضي براي شخص يا حكومتي در ان بيان شده باشد اين كتاب ميگويد من امده ام تا شما را به سوي فكر كردن راهنمايي كنم راستي چه راضي در اين عقل نهفته هست كه ان را طبيعت ما ناميده طبيعتي جدا از ساير موجودات كه تنها تكامل جسمي دارند او ميگويد شما در اين جهان غير از وحي به هر رويدادي به ديده علم نگاه كنيد  پس شكي نمي ماند كه بايد داروين را قبول كنيم ما هم مثل تمام موجودات تكامل داشته ايم تا به اين مرحله رسيده ايم پس اين سوال بزرگ پيش ميايد كه فقط چرا ما به تكامل عقلي رسيده ايم و سوال بزرگتر كه چرا اين همه دير ؟

تحقيقات علمي نشان ميدهد كه اين موجود دو پا ۲۰ تا ۳۰ مليون سال پيش در كنار رودخانه ها زندگي ميكرده اندبا همين شكلي كه ما الان داريم  و مليون ها سال مثل حيوانات زندگي كرده اند و ...

دانشمندان موفق به کشف ردپای انسانی شدند که 1.5 میلیون سال پیش  با پاهایی گام برداشته که امروز ما با این پاها گام بر میداریم .

این رد پاها  که در شمال کنیا کشف شدند نشان میدهند که آناتومی پای انسان در 1.5  میلیون سال قبل مثل امروز بوده .

چطور چنين چيزي ممكن هست  طي اين مدت مثل زنبور عسل زندگي كرده ند؟ كرده ند كه ما هيچ اثري از انها كه نشان دهد شعور داشته ا ند را نداريم غير از فسيل انها  و اگر كسي هم  نئاندرتال‌ها اين انسان نما ها كه۳۰هزارسال پيش نسلشان منقرص شده را مثال بياورد  كه از ابزار استفاده ميكردن  ميگوييم ان عقابي كه لاك پشتي را شكار ميكند و براي تغذيه از ان به صخره ميكوبد ايا از صخره به عنوان ابزار استفاده نميكند پس موجودي انديشه ورز هست ؟حال با درك اين مسئله اين سوال باز پيش ميايد پس اين تكامل عقلي كه الان داريم از كجا امده هست؟ ولي با اندكي صبر و تفكر در خواهيم يافت كه اين تكامل عمري چند هزار ساله دارد و به ۱۵۰۰۰سال نميرسد باز هم پناه ميبريم به كتاب حقيقت  ان روز كه خدا روح خود را بر ادم دميد و از ان روز ما شديم اشرف مخلوقات و حاكم زمين و امروز هم بر زمين حكومت ميكنيم با(علم) و تكامل عقلي ايا همين علم نيست ان روح خدا بر وجود ادم ؟  علم به  عاقبت گناه هست كه معصوميت مياورد و خداوند معصومترين هست علم به درك چنين واژه هايي هست كه انسان را نسبت به تكاملش شخصي يا خود شناسيش بهره مند ميكند مثل رحمانيت كه خدا رحمانترين هست و ساير واژه هاي ديگر

پس ما وجودي از علم هستيم  همان علمي كه ما را حاكم زمين كرده  و ...

پس بياييد علم رادرك كنيم نه ياد بگيريم  و مثل كسي كه ۷۰ سال عبادت كرده و پس از ۷۰ سال در سردرگمي افتاده كه دليلش درك نكردن علم وخود شناسي هست نباشيم و چه زيبا گفته كه يك لحظه فكر كردن مثل ۷۰ سال عبادت هست چون به درك لازم به حد ان ۷۰ سال رسيده هست .

خدا گفته هر كسي به اندازه درك خود از قران بهره خواهد برد با ان هم به ميزان خود تكامل خواهد داشت پس بيايند فكر كنيم و ضمير خود شناسي خود راكه فطرت ماست را راضي كنيم  چون ما با خواندن نوشته هاي ساير فلاسفه مثل انيشتين و دكارت و ... فقط ان واژه را ياد ميگيريم درك نميكنيم  بيايد خود فيلسوف ضمير خويش باشيم و دنياي درون خود را بزرگتر كنيم .

البته دوست دارم نظرات شما را هم داشته باشم تا حدي خود را درك كنيم

پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 توسط جواد حاجي زاده |

ما هم امدیم

سلام به همه...

اين وبلاگ مربوط به كانون كوهنوردان اوراز نقده مي باشد.

از اين پس قصد دارم تا به اندازه توانم مطالبي مفيد در مورد كوهستان در قالب وبلاگ كوهستان حقيقت بنويسم

تا دين خود را به جامعه انديشمند كوهنوردي ادا كنم.

چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 توسط جواد حاجي زاده |




javad.hajizadeh@gmail.com

RSS 2.0

Design By Parstheme